تاریخ تفکر اقتصاد کلان

نظریه اقتصاد کلان ریشه در مطالعه چرخههای تجارت و نظریه پولی داردالگو:Sfnالگو:Sfn بهطور کلی، نظریه پردازان اولیه معتقد بودند که عوامل پولی نمیتوانند بر فاکتورهای واقعی مانند بازده واقعی تأثیر بگذارند. جان مینارد کینز به بعضی از این نظریههای «کلاسیک» حمله کرد و یک تئوری کلی مطرح کرد که کل اقتصاد را از نظر مصالح به جای اقتصاد فردی با بخشهای اقتصاد خرد توصیف میکند. وی در تلاش برای توضیح بیکاری و رکود اقتصادی، متوجه گرایش افراد و مشاغل برای جمعآوری پول نقد و جلوگیری از سرمایهگذاری در زمان رکود اقتصادی شد. او استدلال کرد این فرضیههای اقتصاددانان کلاسیک را که فکر میکردند بازارها همیشه تسویه شدهاست باطل میکند و هیچ کالای اضافی و هیچ کار اراده ای بیکار نیست.الگو:Sfn
این نسل اقتصاددانان که کینز را دنبال کردند، تئوری خود را با اقتصاد خرد نئوکلاسیک ترکیب کردند تا سنتز نئوکلاسیک را تشکیل دهند. اگرچه در ابتدا نظریه کینزی توضیحی در مورد سطح قیمت و تورم را فراموش نکرد، اما بعداً کینزیان منحنی فیلیپس را برای مدلسازی تغییرات سطح قیمت پذیرفتند. برخی از کینزیان با روش سنتز ترکیب نظریه کینز با یک سیستم تعادل مخالفت کردند و به جای آن از الگوهای عدم تعادل حمایت کردند. پول گرایی به رهبری میلتون فریدمن ایدههای کینزی مانند اهمیت تقاضای پول را پذیرفتند، اما استدلال کردند که کینزیها از نقش عرضه پول در تورم چشم پوشی میکنند.الگو:Sfn رابرت لوکاس و سایر اقتصاددانان کلاسیک نو، از مدلهای کینزی انتقاد کردند که تحت انتظارات عقلانی کار نمیکنند. لوکاس همچنین استدلال کرد که مدلهای تجربی کینزی به اندازه مدلهای مبتنی بر مبانی اقتصاد خرد پایدار نخواهد بود.
مدرسه جدید کلاسیک در نظریه چرخه واقعی کسب و کار (RBC) به اوج خود رسید. مانند مدلهای اولیه اقتصادی کلاسیک، مدلهای RBC تصور میکردند که بازارها پاک هستند و چرخههای تجاری با تغییر در فناوری و عرضه ارائه میشوند نه تقاضا. کینزیهای جدید سعی کردند بسیاری از انتقادات مطرح شده توسط لوکاس و دیگر اقتصاددانان کلاسیک جدید علیه نئو کینزیها را مورد توجه قرار دهند. کینزیهای جدید انتظارات منطقی را اتخاذ کردند و مدلهایی را با استفاده از مبانی خرد قیمتهای چسبنده ایجاد کردند که نشان میدهد رکود اقتصادی هنوز هم میتواند توسط عوامل تقاضا توضیح داده شود زیرا استحکام قیمتها از سقوط قیمتها به سطح ترخیص بازار جلوگیری میکند و مازاد کالاها و نیروی کار را رها میکند. سنتز نئوکلاسیک جدید عناصر کلان جدید اقتصادی کلاسیک و جدید کینزی را به یک اجماع ترکیب میکند. سایر اقتصاددانان از بحث نئوکلاسیک و نئوکینزی در مورد پویایی کوتاه مدت اجتناب کرده و نظریه رشد درون زای بلند مدت اقتصادی را توسعه دادند.الگو:Sfn رکود بزرگ منجر شد برخی از توجهات مردم به سمت اقتصاد دگراندیشانه معطوف شد.
ریشه

اقتصاد کلان از دو حوزه تحقیق سرچشمه میگیرد: نطریه چرخه کسب و کار و نظریه پولی.الگو:Sfnالگو:Sfn تئوری پولی مربوط به قرن شانزدهم و اثر مارتین دو آزپیکلوتا است، در حالی که تحلیل چرخه تجارت از اواسط نوزدهم آغاز میشود.الگو:Sfn
نظریه چرخه کسب و کار
شروع با ویلیام استنلی جونز و کلنت جگلار در دهه ۱۸۶۰ بود.الگو:Sfn اقتصاددانان تلاش کردند چرخه تغییرات مکرر و شدید فعالیت اقتصادی را توضیح دهند.الگو:Sfn نقطه عطف در این تلاش دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا توسط وسلی میچل در سال ۱۹۲۰ بود. این نشانگر آغاز رونق در مدلهای غیرهادی و آماری نوسانات اقتصادی (مدلهای مبتنی بر چرخهها و روندها به جای نظریه اقتصادی) بود؛ که منجر به کشف الگوهای ظاهراً منظم اقتصادی مانند موج کوزنتس شد.الگو:Sfn
اقتصاددانان دیگر در تحلیل چرخه مشاغل خود بیشتر به تئوری توجه میکردند. بیشتر تئوریهای چرخه تجارت بر یک عامل واحد متمرکز شدهاند.الگو:Sfn از جمله سیاستهای پولی یا تأثیر آب و هوا بر اکثر اقتصادهای کشاورزی آن زمان.الگو:Sfn اگرچه تئوری چرخه تجارت تا دهه ۱۹۲۰ به خوبی تثبیت شده بود، اما کار تئوریسینهایی نظیر دنیس رابرتسون و رالف هاتری تأثیر کمی بر سیاستهای عمومی گذاشت.الگو:Sfn نظریههای تعادل جزئی آنها نمیتواند تعادل عمومی را جلب کند، جایی که بازارها با یکدیگر تعامل دارند. به ویژه، تئوریهای اولیهٔ چرخه تجارت بهطور جداگانه با بازار کالاها و بازارهای مالی رفتار میکند.الگو:Sfn تحقیقات در این زمینهها از روشهای خرد اقتصادی برای توضیح اشتغال، سطح قیمت و نرخ بهره استفاده کردهاستالگو:Sfn
نظریه پولی
در ابتدا، رابطه بین قیمت و تولید با نظریه مقداری پول توضیح داده میشد. دیوید هیوم چنین نظریه ای را در سال ۱۷۵۲ (مقالات، اخلاقی، سیاسی و ادبی، بخش دوم، مقاله سوم) ارائه کرده بود.الگو:Sfn نظریه کمیت کل اقتصاد را از طریق قانون «بگو» (انگلیسی: Say's law)مشاهده کردهاست، که اظهار میدارد هر آنچه که به بازار عرضه میشود فروخته خواهد شد - خلاصه اینکه، بازارها همیشه تسویه شده هستند..الگو:Sfn در این دیدگاه، پول خنثی است و نمیتواند بر روی فاکتورهای واقعی در اقتصاد مانند سطح تولید تأثیر بگذارد. این با دیدگاه دوگانگی کلاسیک سازگار است که جنبههای واقعی اقتصاد و عوامل اسمی مانند سطح قیمت و عرضه پول را میتوان مستقل از یکدیگر دانست.الگو:Sfn به عنوان مثال، با افزودن پول بیشتر به یک اقتصاد فقط افزایش قیمت و نه ایجاد کالای بیشتر پیشبینی میشود.الگو:Sfn
نظریه کمیت پول تا دهه ۱۹۳۰ بر نظریه اقتصاد کلان حاکم بود. دو نسخه به ویژه تأثیرگذار بودند، یکی توسط ایروینگ فیشر در آثاری که شامل ۱۹۱۱ کتاب قدرت خرید پول و دیگری توسط اقتصاددانان کمبریج در اوایل قرن بیستم بود.الگو:Sfn نسخه فیشر از نظریهٔ کمیت را میتوان با ثابت نگه داشتن سرعت گردش پول (فرکانس استفاده از یک قطعه از ارز در معاملات) (V) و درآمد واقعی (Q) و تصویب عرضه پول (M) و سطح قیمت (p) در معادله مبادله متفاوت باشد:الگو:Sfn
بیشتر تئوریهای کلاسیک از جمله فیشر معتقد بودند که سرعت پایدار و مستقل از فعالیتهای اقتصادی است.الگو:Sfn اقتصاددانان کمبریج مانند جان مینارد کینز شروع به چالش کشیدن این فرض کردند. آنها تئوری تعادل نقدی کمبریج را توسعه دادند، که به تقاضای پول و چگونگی تأثیر آن بر اقتصاد نگاه میکرد. نظریه کمبریج تصور نمیکند که تقاضا و عرضه پول همیشه در حال تعادل است و این حساب افرادی را میکرد که وقتی اقتصاد فرومیرفت پول بیشتری را در اختیار داشتهاست. اقتصاددانان کمبریج با تعیین ارزش در اختیار داشتن پول نقد، گامهای مهمی در جهت مفهوم رجحان نقدینگی برداشتند که بعداً کینز آن را توسعه داد.الگو:Sfn نظریه کمبریج استدلال میکند که مردم به دو دلیل پول را نگه میدارند: برای تسهیل معاملات و نقدشوندگی آن. در ادامه، کینز یک انگیزه سوم یعنی سفته بازی را به نظریه ترجیح نقدینگی خود اضافه کرد و نظریه عمومی خود را بر پایه آن بنا کرد.الگو:Sfn
در سال ۱۸۹۸، ناوت ویکسل تئوری پولی را با محوریت نرخ بهره پیشنهاد داد. در تحلیل وی از دو نرخ استفاده شدهاست: نرخ سود بازار، توسط سیستم بانکی و نرخ واقعی یا «طبیعی»، ویا توسط نرخ بازده سرمایه تعیین میشود.الگو:Sfn در نظریه ویکسل، تورم تجمعی هنگامی اتفاق میافتد که نوآوری فنی باعث بالا رفتن نرخ طبیعی شود یا سیستم بانکی اجازه کاهش نرخ بازار را بدهد. کاهش قیمت انباشت در شرایط مخالف اتفاق میافتد و باعث میشود نرخ بازار از حد طبیعی بالاتر رود.الگو:Sfn نظریه ویکسل رابطه مستقیمی بین مقدار پول و سطح قیمت ایجاد نکرد. به گفته ویکسل، پول مادامی که بهطور طبیعی از نرخ بهره بازار فراتر رود به صورت درونزا و بدون افزایش مقدار ارز ایجاد میشود. در این شرایط، وام گیرندگان سود و سپرده را به ذخیره بانکی تبدیل میکنند و این باعث افزایش عرضه پول میشود. این میتواند به یک روند تجمعی منجر شود که تورم بهطور مداوم و بدون گسترش در پایه پولی افزایش یابد. کار ویکسل تحت تأثیر کینز و اقتصاددانان سوئدی مکتب استکهلم قرار گرفت.الگو:Sfn
نظریهٔ عمومی کینز

میتوان گفت که اقتصاد کلان مدرن با کینز و انتشار کتاب وی یعنی نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول در سال ۱۹۳۶ آغاز شدهاست..الگو:Sfnکینز در مورد مفهوم ترجیحات نقدینگی گسترش یافت و یک تئوری کلی در مورد چگونگی عملکرد اقتصاد بنا کرد. تئوری کینز برای اولین بار هم عوامل اقتصادی پولی و هم عوامل واقعی اقتصادی را با هم بیان کرد.الگو:Sfn بیکاری را توضیح داد و سیاست دستیابی به ثبات اقتصادی را پیشنهاد کرد.الگو:Sfn
کینز ادعا کرد که تولید اقتصادی با سرعت گردش پول همبستگی دارد.الگو:Sfn اوی رابطه را از طریق تغییر ترجیحات نقدینگی توضیح داد:الگو:Sfn مردم با کاهش هزینههای خود، که در آینده اقتصاد را کند میکند، در مواقع دشواری اقتصادی، منابع مالی خود را افزایش میدهند. این تناقضا استلزام مادی ادعا کرد که تلاشهای فردی برای زنده ماندن از رکود، فقط آن را بدتر میکند. هنگامی که تقاضا برای پول افزایش مییابد، سرعت پول کند میشود. کاهش سرعت فعالیتهای اقتصادی بدان معنی است که بازارها ممکن است تسویه نشوند و کالاهای اضافی را نیز به هدر میدهد و همچنین ظرفیت بیکار شدن را فراهم میآورند.الگو:Sfn کینز با تکیه بر نظریه کمیت، اظهار داشت که تغییرات بازار به جای قیمت تغییر میکند.الگو:Sfnکینز فرضیه سرعت پایدار را با یکی از قیمتهای ثابت جایگزین کرد. اگر هزینهها کاهش یابد و قیمتها هم نگیرند، مازاد کالا نیاز کارگران را کاهش میدهد و بیکاری را افزایش میدهد.الگو:Sfn
اقتصاددانان کلاسیک برای توضیح بیکاری و رکود غیرارادی مشکل داشتند زیرا آنها قانون Say را در بازار کار اعمال میکردند و انتظار داشتند که همه کسانی که مایل به کار در دستمزد غالب هستند شاغل شوند.الگو:Sfn در مدل کینز، اشتغال و تولید ناشی از تقاضای کل، میزان مصرف و سرمایهگذاری است. از آنجا که مصرف پایدار است، بیشتر نوسانات تقاضای کل ناشی از سرمایهگذاری است، که توسط عوامل بسیاری از جمله انتظارات، «میل حیوانی» و نرخ بهره هدایت میشود..الگو:Sfnکینز استدلال کرد که سیاست مالی میتواند این نوسانات را جبران کند. در جریان رکود، دولت میتواند هزینههای لازم برای خرید کالاهای اضافی و استخدام نیروی کار بیکار شده ر را افزایش دهد.الگو:Sfn علاوه بر این یک اثر چند برابر کننده اثر این هزینه مستقیم را افزایش میدهد، زیرا کارگران تازه استخدام میتوانند درآمد خود را خرج کنند، در حالی که بنگاهها برای پاسخ به این افزایش تقاضا سرمایهگذاری میکنند. ا.الگو:Sfn
تجویز کینز برای سرمایهگذاری عمومی قوی با علاقه وی به عدم اطمینان ارتباط داشت.الگو:Sfn کینز دیدگاه منحصر به فردی در مورد استنباط آماری در رساله ای درمورد احتمال، که در سال ۱۹۲۱، سالها قبل از کارهای مهم اقتصادی خود نوشت، داده بود.الگو:Sfn کینز فکر میکرد که سرمایهگذاری عمومی قوی و سیاستهای مالی میتواند با تأثیر منفی عدم قطعیت نوسانات اقتصادی بر اقتصاد مخالف باشد. در حالی که جانشینان کینز به قسمتهای احتمالی کار او توجه چندانی نشان ندادند، عدم اطمینان ممکن است نقش اصلی در جنبههای سرمایهگذاری و ترجیح نقدینگی نظریه عمومی داشته باشد..الگو:Sfn
معنای دقیق کار کینز مدتهاست که مورد بحث قرار گرفتهاست. حتی تفسیر نسخه سیاست کینز در مورد بیکاری، که یکی از بخشهای بارز نظریه عمومی است، بحث و گفتگو بودهاست. اقتصاددانان و محققان بحث میکنند که آیا کینز قصد دارد توصیه او برای تغییر یک مشکل جدی یا یک راه حل نسبتاً محافظه کارانه برای مقابله با یک مسئله جزئی یعنی تغییر سیاست اساسی باشد.الگو:Sfn
جانشینان کینز
جانشینان کینز دربارهٔ فرمولها، سازوکارها و پیامدهای دقیق مدل کینز بحث داشتند. یک گروه ظاهر شد که نمایانگر تفسیر «ارتدوکس» از کینز است. آنها اقتصاد خرد کلاسیک را با تفکر کینزی ترکیب کردند تا «سنتز نئوکلاسیک» را تولید کنندالگو:Sfn که از دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ بر اقتصاد حاکم بود.الگو:Sfn دو اردوگاه کینز در این تفسیر سنتز کینز بسیار مهم بودند. یک گروه بر جنبههای عدم تعادل کار کینز تمرکز داشتند، و گروه دیگر موضع اصول گرایانه را در مورد کینز اتخاذ کردند و سنت دگر جنسگرا (انگلیسی: heterodox) پس از کینزی را آغاز کردند.الگو:Sfn
سنتز نئوکلاسیک
نسل اقتصاددانانی که کینز را دنبال کردند، نئو کینزیها، با ترکیب اقتصاد کلان کینز با اقتصاد خرد نئوکلاسیک "سنتز نئوکلاسیک" را ایجاد کردند. .الگو:Sfn نئو کینزیها به دو موضوع خرد پرداختند: اول، ارائه مبانی جنبههای نظریه کینزی از جمله مصرف و سرمایهگذاری، و دوم، ترکیب اقتصاد کلان کینزی با نظریه تعادل عمومی.الگو:Sfn(در تئوری تعادل کلی، بازارهای انفرادی با یکدیگر در تعامل هستند و در صورت وجود رقابت کامل، نبود اثرات جانبی و اطلاعات کامل، قیمت تعادلی وجود دارد)الگو:Sfnالگو:Sfn مبانی تحلیل اقتصادی پل ساموئلسون (۱۹۴۷) بسیاری از مبانی اقتصاد خرد را برای سنتز فراهم میکند.الگو:Sfn کارهای ساموئلسون الگویی برای روششناسی مورد استفاده نئو کینزیها قرار میدهد: نظریههای اقتصادی بیان شده در مدلهای رسمی و ریاضی.الگو:Sfn در حالی که نظریههای کینز در این دوره غالب بود، جانشینان وی تا حد زیادی روش غیررسمی او را به نفع ساموئلسون رها کردند.الگو:Sfn
در اواسط دهه ۵۰، اکثریت قریب به اتفاق اقتصاددانان از بحث دربارهٔ کینزیسم دست کشیدند و دیدگاه سنتز را پذیرفتند؛ الگو:Sfn با این حال، فضای اختلاف نظر باقی است.الگو:Sfn این سنتز مشکلات مربوط به پاکسازی بازار را به قیمتهای چسبنده ای نشان داد که نتوانستند تغییراتی در عرضه و تقاضا ایجاد کنند.الگو:Sfn گروه دیگری از کینزیان بر اقتصاد عدم تعادل تمرکز کردند و سعی کردند مفهوم تعادل را با عدم پاکسازی بازار آشتی دهند.الگو:Sfn
مدل نئو کینزی

در سال ۱۹۳۷ جان هیکسالگو:Efn مقاله ای را منتشر کرد که اندیشه کینز را در یک چارچوب تعادل عمومی گنجانیده بود.الگو:Sfn جایی که بازار کالاها و پول با یک تعادل کلی روبرو شد.الگو:Sfn مدل IS/LM هیکس (سرمایهگذاری-پسانداز / رجحان نقدینگی- عرضه پول) پایه ای برای دهههای تئوریزه کردن و تحلیل سیاست در دهه ۱۹۶۰ شد.الگو:Sfn این مدل بازار کالاها را با منحنی IS نشان میدهد، مجموعه ای از نقاط که نمایانگر تعادل در سرمایهگذاری و پسانداز است. تعادل بازار پول با منحنی LM نمایش دادخ میشود، مجموعه ای از امتیازات که نشان دهنده تعادل در عرضه و تقاضای پول است. تقاطع منحنیها تعادل کل در اقتصاد را مشخص میکندالگو:Sfn مدل IS / LM به عنوان "مکانیسم انتقال پولی"، روی نرخ بهره متمرکز شدهاست، کانال ارائه دهنده پول بر متغیرهای واقعی مانند تقاضای کل و اشتغال تأثیر میگذارد. کاهش عرضه پول منجر به افزایش نرخ بهره میشود که باعث کاهش سرمایهگذاری و در نتیجه کاهش تولید در کل اقتصاد میشود.الگو:Sfn اقتصاددانان مدلهای دیگری که در چارچوب IS / LM ساختهاند. به ویژه در سال ۱۹۴۴ فرانکو مودیلیانیالگو:Efn بازار کار را اضافه کرد. مدل مودیلیانی اقتصاد را به عنوان سیستمی با تعادل عمومی در بازارهای بهم پیوسته برای کار، دارایی و کالاها نشان داد.الگو:Sfn و بیکاری را با دستمزدهای اسمی سفت و سخت توضیح داد.الگو:Sfn
این رشد مورد توجه اقتصاددانان کلاسیک قرن ۱۸ مانند آدام اسمیت بودهاست، در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و هنگام انقلاب ماژینالیسمها مطالعه بر رشد متوقف شد رمانی که محققان بر مبانی خرد اقتصادی متمرکز شده بودند.الگو:Sfn مطالعه رشد زمانی احیا شد که نئو کینزیها روی هارود و اوسی دومار بهطور مستقل مدل هارود-دومار را توسعه دادند.الگو:Sfn گسترش نظریه کینز به دراز مدت، منطقه ای که کینز خودش به آن نگاه نکرده بود.الگو:Sfnمدلهای آنها ضرب کینز را با یک مدل شتابدهنده سرمایهگذاری ترکیب کرد، الگو:Sfn و نتیجه ساده ای را حاصل کرد که رشد برابر است با نرخ پسانداز تقسیم شده با نسبت بازده سرمایه (مقدار سرمایه تقسیم بر مقدار خروجی).الگو:Sfn مدل هارود-دومار بر تئوری رشد مسلط شد تا اینکه رابرت سولو الگو:Efn و سوانالگو:Efn بهطور مستقل در سال ۱۹۵۶ مدلهای رشد نئوکلاسیکی را توسعه دادند.الگو:Sfn سولو و سوان یک مدل تجربی جذاب تر با «رشد متعادل» مبتنی بر جایگزینی نیروی کار و سرمایه در تولید ارائه کردند.الگو:Sfn سولو و سوان گفتند که افزایش پسانداز فقط میتواند رشد موقت را افزایش دهد و تنها پیشرفتهای فناوری میتوانند رشد را در دراز مدت افزایش دهند.الگو:Sfn پس از سولو و سوآن، تحقیقات رشد با تحقیق کم و بدون هیچ تحقیقی در مورد رشد از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۵ ادامه یافت..الگو:Sfn
اقتصاددانان کار نظری را از سنتز در مدلهای کلان اقتصادی در مقیاس بزرگ که معادلات فردی را برای عواملی مانند مصرف، سرمایهگذاری و تقاضای پول در هم آمیختهاند، گنجانیدند.الگو:Sfn با دادههای تجربی مشاهده شده.الگو:Sfn این خط از تحقیقات با مدل شورای تحقیقات علومMIT-Penn-Social که توسط مودیلیانی و همکارانش تهیه شدهاست به اوج خود رسید.الگو:Sfn MPS IS / LM را با سایر جنبههای سنتز از جمله مدل رشد نئوکلاسیک ترکیب میکندالگو:Sfn و منحنی فیلیپس رابطه بین تورم و بازدهی است.الگو:Sfn هر دو مدل در مقیاس بزرگ است و منحنی فیلیپس به هدف منتقدان سنتز تبدیل شدند
منحنی فیلیپس

کینز یک تئوری صریح از سطح قیمت ارائه نکرد.الگو:Sfn مدلهای اولیه کینزی فرض میکردند که دستمزد و سایر قیمتها ثابت است.الگو:Sfn این فرضیات در دهه ۵۰ وقتی تورم پایدار بود، نگرانی کمی ایجاد کرد، اما تا اواسط دهه ۱۹۶۰ تورم افزایش یافت و برای مدلهای کلان مسئله شد.الگو:Sfn در سال ۱۹۵۸ ویلیام فیلیپسالگو:Efn وقتی تئوری سطح تجربی را ارزیابی کرد مبنی بر اینکه تورم و بیکاری بهطور معکوس با یکدیگر رابطه دارند، اساس تئوری سطح قیمت را پایهگذاری کرد. در سال ۱۹۶۰ ریچارد لیپسیالگو:Efn اولین توضیح نظری این رابطه را ارائه داد. بهطور کلی توضیحات کینزی در مورد منحنی گفتند که تقاضای بیش از حد، تورم بالا و بیکاری کم را در پی داشتهاست در حالی که شکاف تولید باعث افزایش بیکاری و کاهش قیمتها میشود.الگو:Sfn در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، منحنی فیلیپس با جبهههای تجربی و نظری با حملات روبرو شد. مبادله تجاری بین تولید و تورم که توسط منحنی نشان داده شد ضعیفترین بخش سیستم کینزی بود.الگو:Sfn
عدم تعادل در اقتصاد کلان
با وجود شیوع آن ، سنتز نئوکلاسیک منتقدان کینزی خود را داشت. گونه ای از عدم تعادل یا نظریه «غیر والراسیایی» توسعه یافتالگو:Sfn که سنتز را به دلیل تناقضهای آشکار در اجازه دادن به پدیدههای عدم تعادل، به ویژه بیکاری غیرارادی، در مدلهای تعادلی مورد انتقاد قرار داد.الگو:Sfn علاوه بر این، آنها معتقدند، وجود عدم تعادل در یک بازار باید با عدم تعادل در بازار دیگری همراه باشد، بنابراین بیکاری غیرارادی باید با افزایش مازاد در بازار کالاها مرتبط باشد. بسیاری از کارهای دون پاتینکین را به عنوان اولین در رعایت عدم توازن میدانند.الگو:Sfn رابرت کلور (1965)الگو:Efn «فرضیه تصمیمگیری دوگانه» خود را معرفی کرد مبنی بر اینکه یک فرد در یک بازار ممکن است آنچه را که میخواهد میتواند تعیین کند، اما در نهایت در مبلغی که میتواند براساس آن بخرد محدود است.الگو:Sfn کلور و اکسل لیجونهافوود (1968)الگو:Efn استدلال کرد که عدم تعادل بخش اساسی نظریه کینز را تشکیل میدهد و سزاوار توجه بیشتر است.الگو:Sfn رابرت بارو و هرشل گراسمن مدلهای عدم تعادل عمومی را تنظیم کردندالگو:Efn که در آن بازارهای جداگانه قبل از برقراری تعادل عمومی به قیمتها بسته میشدند. این بازارها «قیمتهای کاذب» تولید کردند که منجر به عدم تعادل شد.الگو:Sfn به زودی بعد از این کار بارو و گراسمن، مدلهای عدم تعادل در ایالات متحده منسوخ شد. الگو:Sfnالگو:Sfnالگو:Sfn و بارو کینزیسم را رها کرد و فرضیههای جدید کلاسیک و تسویه بازار اتخاذ کرد..الگو:Sfn

در حالی که اقتصاددانان آمریکایی به سرعت مدلهای عدم تعادل عمومی را رها کردند، اقتصاددانان اروپایی بدون تسویه بازار، بیشتر به این مدلها پرداختند.الگو:Sfn اروپاییهایی مانند ادموند مالینواود و ژاک دریز سنت عدم تعادل را گسترش دادند و به جای آن که به فرض ساده آن بپردازد، پیچیدگی قیمت را توضیح میداد.الگو:Sfn مالینواود (۱۹۷۷) از تجزیه و تحلیل عدم تعادل برای توسعه یک نظریه بیکاری استفاده کرد.الگو:Sfn وی تصریح کرد: عدم تعادل در بازار کار و کالاها میتواند به سهمیه بندی کالاها و کار منجر شود و باعث بیکاری شودالگو:Sfn مالینوا چارچوب اصلاح را اتخاذ کرد و اظهار داشت که قیمت گذاری در قیمتهای مدرن و صنعتی در مقایسه با سیستمهای نسبتاً انعطافپذیر قیمت کالاهای خام حاکم بر اقتصادهای کشاورزی سختگیرانه خواهد بود.الگو:Sfn قیمتها ثابت هستند و فقط مقادیر تنظیم میشوند.الگو:Sfn مالینواود وضعیت بی تعادل در بیکاری کلاسیک و کینزی را محتمل میداند.الگو:Sfn کار در مکتب نئوکلاسیک به عنوان یک مورد خاص از نوعشناسی مالینواود، به تعادل والراسی محدود میشود. در نظریه مالینواود، دستیابی به پرونده تعادل والراسی با توجه به ماهیت قیمت گذاری صنعتی تقریباً غیرممکن است.الگو:Sfn
پول گرایی
میلتون فریدمن جایگزینی برای اقتصاد کلان کینزی ایجاد کرد که سرانجام برچسب پول گرایی را گرفت. بهطور کلی پول گرایی این ایده است که عرضه پول برای اقتصاد کلان اهمیت دارد.الگو:Sfn هنگامی که پول گرایی در دهه ۵۰ و ۱۹۶۰ ظهور کرد، کینزیها از نقشی که در تورم و چرخه تجارت بازی میکردند، غفلت کردند و پول گرایی بهطور مستقیم آن نکات را به چالش کشید..الگو:Sfn
انتقاد و تکمیل منحنی فیلیپس
به نظر میرسد که منحنی فیلیپس نشان دهنده یک رابطه واضح و معکوس بین تورم و تولید است. منحنی در دهه ۱۹۷۰ شکست خورد زیرا اقتصادها دچار رکود همزمان با تورم شدند وضعیتی موسوم به رکود تورمی. انفجار تجربی منحنی فیلیپس پس از حملات صورت گرفته توسط فریدمن و ادموند فلپس بر مبنای نظری انجام گرفت. فلپس، گرچه پولی نگر نبود، اما استدلال کرد که فقط تورم یا کاهش نرخ غیر منتظرهٔ آن بر اشتغال تأثیر گذاشتهاست. تغییرات منحنی «انتظارات-تکمیل فیلیپس» فلپس به ابزار استاندارد تبدیل شدند. فریدمن و فلپس از مدلهایی استفاده کردند که در آنها هیچگونه تبادل بلند مدت بین تورم و بیکاری وجود نداشت. به جای منحنی فیلیپس، آنها از مدلهایی مبتنی بر نرخ طبیعی بیکاری استفاده میکردند که سیاست پولی انبساطی فقط میتواند بهطور موقت بیکاری را زیر نرخ طبیعی تغییر دهد. سرانجام، بنگاهها با نادیده گرفتن تغییرات اسمی از سیاستهای پولی، قیمتها و دستمزد خود را برای تورم بر اساس عوامل واقعی تنظیم میکنند و تقویت انبساط از بین میرود.الگو:Sfn
اهمیت پول
آنا شوارتز با فریدمن همکاری کرد تا یکی از آثار مهم پول گرایی تاریخ پولی ایالات متحده (۱۹۶۳) را تولید کند، که عرضه پول را به چرخه تجارت مرتبط میکند.الگو:Sfn کینزیان دهههای ۵۰ و ۶۰ این نظر را اتخاذ کرده بودند که سیاستهای پولی بر تولید کل یا چرخه تجارت تأثیر نمیگذارد و بر این اساس شواهدی وجود دارد که، در دوره رکود بزرگ، نرخ بهره بسیار پایین بودهاست، اما بازده همچنان تحت فشار قرار دارد.الگو:Sfn فریدمن و شوارتز استدلال کردند که کینزیها فقط به نرخ اسمی نگاه میکنند و از نقش تورم در نرخ بهره واقعی که در بیشتر دوره رکود اقتصادی بالا بوده، چشم پوشی میکنند. در حقیقت، سیاستهای پولی بهطور مؤثر انقباضی بوده و فشارهای نزولی بر تولید و اشتغال وارد کردهاست، حتی اگر اقتصاددانان که فقط به نرخهای اسمی نگاه میکردند فکر میکردند سیاست پولی تحریک کننده بودهاست.الگو:Sfn
فریدمن تئوری کمیت خود را دربارهٔ پول توسعه داد که به ایروینگ فیشر اشاره داشت اما بسیار از کینز به ارث رسیده بود.الگو:Sfn فریدمن در سال ۱۹۵۶ «تئوری کمیت پول: یبیان مجدد»الگو:Efn تقاضای کینز برای پول و اولویت نقدینگی را در معادله ای مشابه معادله مبادله کلاسیک قرار داد.الگو:Sfn تئوری کمیت به روز شده فریدمن همچنین امکان استفاده از سیاستهای پولی یا مالی را برای اصلاح رکود اساسی فراهم کرد.الگو:Sfn فریدمن با این استدلال که تقاضای پول نسبتاً پایدار است- حتی در زمان رکود، با کینز روبرو شد.الگو:Sfn پول گرایان معتقدند که «تنظیم دقیق» از طریق سیاستهای مالی و پولی نتیجه ضد تولیدی دارد. آنها دریافتند که تقاضای پول حتی در زمان تغییر سیاستهای مالی پایدار است ،الگو:Sfn و هر دو سیاست مالی و پولی از تاخیرهایی رنج میبرند که باعث میشود بیش از حد آهسته شود تا از رکود خفیف جلوگیری کند..الگو:Sfn
برتری و نزول

پولگرایی در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفت. نسخه فریدمن و فلپس از منحنی فیلیپس در زمان عقب افتادن عملکرد بهتری داشت و باعث افزایش اعتبار به پول گرایی میشد.الگو:Sfn در اواسط دهه ۱۹۷۰، پول سالاری به ارتدکسی جدید در اقتصاد کلان تبدیل شده بود.الگو:Sfn در اواخر دهه ۱۹۷۰، بانکهای مرکزی در انگلستان و ایالات متحده عمدتاً سیاست تنظیم پول را برای هدف قرار دادن عرضه پول به جای نرخ بهره در هنگام تنظیم سیاست اتخاذ کرده بودند.الگو:Sfn با این حال، هدف قرار دادن مصالح پولی به دلیل مشکلات اندازهگیری برای بانکهای مرکزی دشوار بود.الگو:Sfn هنگامی که پال ولکر در سال ۱۹۷۹ ریاست فدرال رزرو را به دست گرفت، پول گرایی با آزمایش بزرگی روبرو شد. ولکر عرضه پول را سختگیرانه تر کرد و تورم را پایین آورد و باعث ایجاد رکود شدید در این روند شد. رکود باعث کاهش محبوبیت پول گرایی شد اما به وضوح نشان دهنده اهمیت عرضه پول در اقتصاد بود.الگو:Sfn زمانی که سرعت پایدار پول بر خلاف پیشبینی پول گرایان عمل کرد و به صورت نامنظم در ایالات متحده در اوایل دهه ۱۹۸۰ شروع به حرکت کرد، پول گرایی اعتبار کمتری پیدا کرد.الگو:Sfn سیاستها و روش تجزیه و تحلیل پول گرایی نفوذ در میان بانکداران مرکزی و دانشگاهیان را از دست دادهاست، اما اصول اصلی آن برای خنثایی پول (افزایش عرضه پول نمیتواند تأثیر طولانی مدت بر متغیرهای واقعی مانند خروجی بگذارد) و استفاده از سیاست پولی برای ثبات بخشی از جریان اصلی اقتصاد کلان حتی در بین کینزیها استفاده شد.الگو:Sfnالگو:Sfn
اقتصاد کلاسیک نو

«اقتصاد کلاسیک نو» از پول گرایی پدید آمدهاستالگو:Sfn و چالشهای دیگری را به کینزیسم ارائه داد. کلاسیکهای نو ابتدا، خود را پول گرا میدانستند، الگو:Sfn اما مدرسه کلاسیک نو تکامل یافت. کلاسیکهای نو این باور پول گرا را کنار گذاشتند که سیاست پولی میتواند بهطور سیستماتیک بر اقتصاد تأثیر بگذاردالگو:Sfn و سرانجام نظریهٔ چرخه واقعی کسب و کار را که کاملاً فاکتورهای پولی را نادیده گرفته بودند پذیرفتند.الگو:Sfn
کلاسیکهای جدید نظریه اقتصادی کینزی را کاملاً در هم میشکنند در حالی که پول گرایان بر ایدههای کینزی بنا شده بودند.الگو:Sfn علیرغم صرف نظر از نظریه کینزی، اقتصاددانان کلاسیک جدید تمرکز کینزی را در توضیح نوسانات کوتاه مدت در میان گذاشتند. کلاسیکهای جدید خود را به عنوان مخالفان اصلی کینزیالیسم دانستند و بحث اصلی در اقتصاد کلان را تغییر دادند از اینکه آیا باید به نوسانات کوتاه مدت توجه کنیم یا خیرالگو:Sfn مانند پول گرایی، اقتصاد کلاسیک نو ریشه در دانشگاه شیکاگو و عمدتاً با رابرت لوکاس ارتباط داشت. رهبران دیگر در توسعه اقتصاد کلاسیک نو عبارتند از: ادوارد پرسکات در دانشگاه مینه سوتا و رابرت بارو در دانشگاه راچستر.
اقتصاددانان کلاسیک جدید نوشتند که تئوری اقتصاد کلان قبلی فقط بهطور جدی براساس نظریه اقتصاد خرد پایهگذاری شده بود و تلاشهای این کشور را به عنوان «مبانی اقتصاد خرد برای اقتصاد کلان» توصیف میکردند. کلاسیکهای جدید همچنین انتظارات عقلایی را معرفی کرده و گفتند که دولتها با توجه به انتظارات منطقی کارگزاران اقتصادی، توانایی کمی در تثبیت اقتصاد دارند. بحث برانگیزترین، اقتصاددانان کلاسیک جدید فرض ترخیص بازار را احیا کردند، با فرض اینکه قیمتها انعطافپذیر هستند و باید بازار متعادل باشد مدلسازی کردند.الگو:Sfn
انتظارات عقلایی و سیاست ربطی

کینزیها و پول گرایان تشخیص دادند که مردم تصمیمات اقتصادی خود را بر اساس انتظارات از آینده میگیرند. با این حال، تا دهه ۱۹۷۰، اکثر مدلها به انتظارات تطبیقی اعتماد داشتند، که فرض میکردند انتظارات براساس میانگین روندهای گذشته استوار است.الگو:Sfn به عنوان مثال، اگر متوسط تورم طی یک دوره ۴ درصد باشد، فرض بر این است که عوامل اقتصادی انتظار دارند ۴ درصد تورم را در سال بعد داشته باشند..الگو:Sfn در سال ۱۹۷۲ لوکاسالگو:Efn تحت تأثیر یک مقاله اقتصاد کشاورزی در سال ۱۹۶۱ که جان موت نوشته شده بود، الگو:Efn انتظارات عقلایی را به اقتصاد کلان معرفی کرد.الگو:Sfn اساساً ، انتظارات تطبیقی رفتارهایی را الگوبرداری میکند که تحت تأثیر گذشتهاست، در حالی که انتظارات عقلایی از عاملان اقتصادی (مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و سرمایه گذاران) را که مشتاقانه منتظر بودند، الگوبرداری میکند.الگو:Sfn با فرض انتظارات منطقی، مدلها فرض میکنند که عوامل براساس پیشبینیهای بهینه مدل خود پیش میروند.الگو:Sfn این بدان معنا نیست که مردم از بینشی کامل برخوردار هستندالگو:Sfn اما آنها با درک آگاهانه ای از نظریه و سیاست اقتصادی عمل میکنند.الگو:Sfn
توماس سارجنت و نیل والاس (1975)الگو:Efn انتظارات عقلایی را برای مدلهایی با منحنی فیلیپس که بین تورم و تولید حاصل میشود، اعمال کردند و دریافتند که سیاست پولی برای ثبات منظم اقتصاد نمیتواند مورد استفاده قرار گیرد. گزاره ناکارآمدی سیاست سارجنت و والاس نشان داد که عوامل اقتصادی پیش از هجوم محرک پولی میتوانند باعث افزایش اشتغال و بازده شوند، تورم را پیشبینی میکنند و به سطح قیمت بالاتر تعدیل میکنند.الگو:Sfn فقط سیاستهای پولی پیشبینی نشده میتواند اشتغال را افزایش دهند، و هیچ بانک مرکزی نمیتواند بهطور منظم از سیاست پولی برای توسعه استفاده کند بدون آنکه عوامل اقتصادی بتوانند تحت تأثیر قرار بگیرند و پیشبینی کنند که تغییرات قیمت قبل از تأثیر تحریک آمیز، باعث تغییر قیمت شود.الگو:Sfn
رابرت ای. هال الگو:Efn انتظارات عقلانی را بر فرضیه درآمد دائمی فریدمن اعمال کرد مبنی بر اینکه مردم سطح هزینههای جاری خود را بر مبنای ثروت و درآمد زندگی خود قرار میدهند تا درآمد فعلی.الگو:Sfn هال دریافت که مردم با گذشت زمان، مصرف خود را تعیین میکنند و تنها هنگامی که انتظاراتشان دربارهٔ درآمد آینده تغییر میکند، الگوهای مصرف خود را تغییر میدهند.الگو:Sfn هر دو نسخه هال و فریدمن دربارهٔ فرضیه درآمد دائم، دیدگاه کینز را به چالش کشیدند که سیاستهای تثبیت کوتاه مدت مانند کاهش مالیات میتواند اقتصاد را تحریک کند.الگو:Sfn دیدگاه درآمد ثابت نشان میدهد که مصرفکنندگان هزینههای خود را صرف ثروت میکنند، بنابراین افزایش موقت درآمد فقط باعث افزایش متوسط مصرف میشود.الگو:Sfn آزمونهای تجربی فرضیه هال نشان میدهد که افزایش درآمد ممکن است باعث افزایش مصرف شود. با این حال، کار هال به محبوبیت مدلهای مصرف معادلهٔ اویلر کمک کرد.الگو:Sfn
نقد و مبانی خرد لوکاس
در سال ۱۹۷۶ لوکاس مقاله ای نوشتالگو:Efn در انتقاد از مدلهای کینزی در مقیاس بزرگ که برای پیشبینی و ارزیابی سیاست استفاده میشود. لوکاس استدلال کرد که مدلهای اقتصادی مبتنی بر روابط تجربی بین متغیرها با تغییر سیاستها ناپایدار هستند: رابطه تحت یک رژیم سیاسی است و پس از تغییر رژیم ممکن است نامعتبر باشد.الگو:Sfn نقد لوکاس فراتر رفت و اظهار داشت که تأثیر سیاست با چگونگی تغییر سیاست انتظارات کارگزاران اقتصادی تعیین میشود. هیچ مدلی پایدار نیست مگر اینکه انتظارات و چگونگی ارتباط انتظارات با سیاست را در خود جای دهد.الگو:Sfn اقتصاددانان کلاسیک جدید معتقدند که کنار گذاشتن مدلهای عدم تعادل کینزیسم و تمرکز بر مدلهای تعادل مبتنی بر ساختار و رفتار، این خطاها را برطرف میکند..الگو:Sfn اقتصاددانان کینزی با ساختن مدلهایی با مبانی خرد که ریشه در روابط نظری پایدار دارند، واکنش نشان دادند.الگو:Sfn
تئوری عرضه لوکاس و مدلهای چرخه کسب و کار
لوکاس و لئونارد رپینگالگو:Efn اولین رویکرد کلاسیک جدید برای عرضه کل در سال ۱۹۶۹ ارائه میکنند. طبق این مدل، تغییر در اشتغال بر اساس ترجیحات کارگران برای اوقات فراغت است. الگوی لوکاس و رپینگ کاهش اشتغال را به عنوان گزینههای داوطلبانه کارگران برای کاهش تلاشهای کاری خود در پاسخ به دستمزد غالب، کاهش میدهد..الگو:Sfn
لوکاس (1973)الگو:Efn نظریه چرخه تجارت را بر اساس انتظارات عقلانی، اطلاعات ناقص و پاکسازی بازار پیشنهاد داد. لوکاس ضمن ساختن این مدل، واقعیت تجربی را مبنی بر ایجاد معامله بین تورم و بازده بدون کاهش پول در کوتاه مدت، خنثی کرد.الگو:Sfnاین مدل ایده تعجب در پول را شامل میشد: سیاست پولی تنها زمانی اهمیت دارد که باعث شود مردم از تعجب یا سردرگمی قیمت کالاها یکی را نسبت به دیگری ترجیح دهند.الگو:Sfn لوکاس فرض کرد که تولیدکنندگان قبل از تشخیص تغییرات در صنایع دیگر، از تغییرات در صنایع خود آگاه میشوند. با توجه به این فرض، تولیدکننده ممکن است افزایش در سطح عمومی قیمت را افزایش تقاضای کالاهای خود تلقی کند. تولیدکننده فقط با افزایش تولید پاسخ میدهد تا «حیرت» را که قیمتها در کل اقتصاد افزایش یافتهاست بهطور خاص و بیشتر برای کالاهای خود نشان دهد.الگو:Sfn این مدلهای «منحنی تأمین لوکاس» به عنوان تابعی از «قیمت» یا «شگفتی پول»، تفاوت بین تورم مورد انتظار و واقعی است..الگو:Sfn نظریه چرخه تجارت «حیرت» لوکاس پس از دهه ۱۹۷۰ هنگامی که شواهد تجربی نتوانستند از این مدل حمایت کنند، مطلوب نبود.الگو:Sfnالگو:Sfn
نظریه چرخه کسب و کار واقعی

در حالی که مدلهای «شگفتی پول» دست به گریبان بودند، تلاشها برای ایجاد یک مدل کلاسیک جدید از چرخه تجارت ادامه یافت. مقاله ۱۹۸۲ توسط کیدلند و پرسکاتالگو:Efn نظریه چرخه واقعی کسب و کار را معرفی کردند. (RBC).الگو:Sfn براساس این تئوری، چرخه تجارت میتواند کاملاً توسط طرف عرضه توضیح داده شود، و مدلها ی اقتصاد را با سیستمهایی در تعادل ثابت نشان میدهند.الگو:Sfn RBC لزوم توضیح چرخههای تجاری را با شگفتی قیمت، عدم موفقیت بازار، چسبندگی قیمت، عدم اطمینان و بیثباتی رد کرد.الگو:Sfn در عوض، کیدلند و پرسکات مدلهای مختصری ساختند که چرخههای تجارت را با تغییر در فناوری و بهرهوری توضیح میداد.الگو:Sfn RBC ایده بیکاری زیاد غیرارادی را در رکود اقتصادی رد کرد و نه تنها این عقیده را که پول میتواند اقتصاد را تثبیت کند، رد کرد بلکه این ایده پول گرایی را که پول میتواند آن را بیثبات کند، رد کرد..الگو:Sfn
مدل سازان چرخه تجارت واقعی به دنبال ایجاد مدلهای کلان اقتصادی بر اساس مبانی خرد آرو- ربرو الگو:Sfn تعادل عمومی بودند.الگو:Sfnالگو:Sfnالگو:Sfnالگو:Sfn مدلهای RBC الهام بخش مدلهای تعادل عمومی تصادفی (DSGE) بود. مدلهای DSGE به ابزاری متدولوژیک رایج برای اقتصاد کلان تبدیل شدهاست - حتی کسانی که با نظریه جدید کلاسیک مخالفند.الگو:Sfn
اقتصاد کینزی نو
اقتصاد کلاسیک نو به تضاد ذاتی سنتز نئوکلاسیک اشاره کرده بود: اقتصاد خرد والراسیا با تسویه بازار و تعادل عمومی نمیتواند منجر به اقتصاد کلان کینزی شود که در آن بازارها نتوانستند لسویه شوند. کینزیهای جدید این پارادوکس را به رسمیت شناختند، اما، در حالی که کلاسیکهای جدید کینز را رها کردند، کینزیهای جدید والرا و تسویه بازار را رها کردند .الگو:Sfn در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، محققان کینزی جدید تحقیق کردند که چگونه عیوب بازار مانند رقابت انحصاری، اصطکاکهای اسمی مانند قیمتهای چسبنده و سایر اصطکاکها باعث شدهاست که اقتصاد خرد مطابق با کلان اقتصاد کینزی باشد.الگو:Sfn کینزیهای جدید غالباً مدلهایی را با انتظارات عقلایی تهیه میکردند، که توسط لوکاس پیشنهاد شده بود و توسط اقتصاددانان کلاسیک جدید پذیرفته شده بود.الگو:Sfn
استحکام اسمی و واقعی
استنلی فیشر (1977)الگو:Efn به طرح پیشنهادی ناکارآمدی پولی توماس جی سارجنت و نیل والاس پاسخ داد و نشان داد که چگونه سیاست پولی میتواند اقتصاد را حتی در الگویی با انتظارات منطقی تثبیت کند.الگو:Sfn مدل فیشر نشان داد که چگونه سیاست پولی میتواند در مدلی با قراردادهای دستمزد اسمی بلند مدت تأثیر بگذارد.الگو:Sfn جان بی تیلور در مورد کارهای فیشر توضیح داد و فهمید که سیاست پولی میتواند تأثیرات طولانی مدت داشته باشد - حتی پس از تعدیل دستمزدها و قیمتها. تیلور با تکیه بر مدل فیشر با فرض قرارداد مبهم، قراردادهایی که قیمت اسمی و نرخ دستمزد را برای مدت طولانی ثابت میکردند به این نتیجه رسید.الگو:Sfn این تئوریهای اولیه کینزی مبتنی بر این ایده اصلی بودند که با توجه به دستمزدهای اسمی ثابت، یک مقام پولی (بانک مرکزی) میتواند نرخ اشتغال را کنترل کند..الگو:Sfn از آنجا که دستمزدها با نرخ اسمی تعیین میشوند، مقام پولی میتواند با تغییر در عرضه پول، دستمزد واقعی (مقادیر دستمزد تعدیل شده برای تورم) را کنترل کند و از این طریق بر نرخ اشتغال تأثیر بگذارد..الگو:Sfn
در دهه ۱۹۸۰ اقتصاددانان کینزی نو از این مدلهای اولیه قرارداد دستمزد اسمی ناراضی بودند.الگو:Sfn از آنجا که آنها پیشبینی کردند که دستمزدهای واقعی ضد بحرانی خواهند بود (دستمزدهای واقعی با سقوط اقتصاد افزایش مییابد)، در حالی که شواهد تجربی نشان میداد که دستمزدهای واقعی مستقل از چرخههای اقتصادی یا حتی اندکی غیرعلمی است.الگو:Sfn این مدلهای پیمانکاری نیز از نظر مبانی خرد اقتصادی معنا نداشت زیرا مشخص نیست که چرا شرکتها اگر منجر به ناکارآمدی شوند از قراردادهای بلند مدت استفاده میکنند.الگو:Sfn کینزیهای جدید به جای تمرکز بر بازار کار، توجه خود را به بازار کالاها و قیمتهای چسبنده ناشی از مدلهای «هزینه فهرست بها» تغییر قیمت منعطف کردند.الگو:Sfn این اصطلاح به هزینه تحتاللفظی مربوط به رستوران چاپ منوهای جدید هنگامی که میخواهد قیمتها را تغییر دهد، اشاره دارد. با این حال، اقتصاددانان همچنین از آن استفاده میکنند تا به هزینههای عمومی تر مربوط به تغییر قیمتها، از جمله هزینه ارزیابی اینکه آیا این تغییر را ایجاد کنند، اشاره کنند.الگو:Sfn از آنجا که بنگاهها برای تغییر قیمت باید پول خرج کنند، همیشه آنها را در جایی که بازارها تسویه شده نیست، تنظیم نمیکنند و این عدم تعدیل قیمت میتواند توضیح دهد که چرا ممکن است اقتصاد در عدم تعادل باشد.الگو:Sfn مطالعات انجام شده براساس دادههای شاخص قیمت مصرفکننده ایالات متحده تأیید کردهاست که قیمتها چسبنده هستند. قیمت یک کالا بهطور معمول در حدود هر چهار تا شش ماه تغییر میکند یا در صورت عدم خرید و فروش، هر هشت تا یازده ماه..الگو:Sfn
در حالی که برخی از مطالعات نشان میدهد که هزینههای فهرست بها برای تأثیر کل، بسیار ناچیز است، لورنس توپ ودیوید رومر (1990)الگو:Efn نشان دادند که چسبندگیهای واقعی میتوانند با چسبندگیهای اسمی در ایجاد تعادل مهم باشند. چسبندگیهای واقعی هر زمان که یک شرکت برای تنظیم قیمتهای واقعی خود در پاسخ به یک فضای اقتصادی در حال تغییر عوض شود، رخ میدهد. به عنوان مثال، یک شرکت میتواند در صورت داشتن قدرت بازار یا اگر هزینههای آن برای ورودیها و دستمزدها توسط یک قرارداد قفل شده باشد، با چسبندگیهای واقعی روبرو شود.الگو:Sfnالگو:Sfn بال و رومر گفتند چسبندگیهای واقعی در بازار کار هزینههای یک شرکت را بالا نگه میدارد و این باعث میشود شرکتها در کاهش قیمت و از دست دادن درآمد مردد باشند. هزینه ایجاد شده توسط چسبندگیهای واقعی همراه با هزینه فهرست بها برای تغییر قیمت، باعث میشود که شرکت نتواند قیمتها را به سطح ترخیص بازار کاهش دهد..الگو:Sfn
شکست هماهنگی

شکست هماهنگی یکی دیگر از توضیحات بالقوه برای رکود اقتصادی و بیکاری است.الگو:Sfn در رکود اقتصادی، یک کارخانه حتی اگر افراد مایل به کار در آن باشند، بیکاری است و افرادی که مایل به تولید آن هستند در صورت داشتن شغل. در چنین سناریویی، به نظر میرسد رکود اقتصادی نتیجه عدم موفقیت هماهنگی است: دست نامرئی نتواند جریان معمول، بهینه، جریان تولید و مصرف را هماهنگ کند..الگو:Sfn راسل کوپر و اندرو جان (1988)الگو:Efn یک شکل کلی از هماهنگی به عنوان مدلهایی با تعادلهای متعدد بیان شدهاست که در آن عوامل میتوانند برای بهبود (یا حداقل آسیب نرساندن) هر یک از موقعیتهای مربوط، هماهنگی خود را ارائه دهند.الگو:Sfn کوپر و جان کار خود را بر اساس بر مدلهای قبلی از جمله مدل پیتر دیاموند (1982)الگو:Efn مدل نارگیل، الگو:Sfn که یک مورد از عدم هماهنگی مربوط به جستجو و تطبیق را نشان میدهد.الگو:Sfn در مدل دیامند تولیدکنندگان اگر دیگران را ببینند، احتمال تولید بیشتری دارند. افزایش شرکای تجاری احتمالی، احتمال تولیدکننده معین را برای یافتن کسی برای تجارت با آن افزایش میدهد. مانند سایر موارد عدم موفقیت هماهنگی، الگوی دیامند دارای تعادلهای متعدد است و رفاه یک عامل به تصمیمات دیگران بستگی دارد.الگو:Sfnمدل دیامند نمونه ای از «اثرات جانبی بازار ضخیم» است که باعث میشود بازارها وقتی افراد و بنگاههای بیشتری در آنها شرکت میکنند عملکرد بهتری داشته باشند.الگو:Sfn از دیگر منابع احتمالی عدم موفقیت هماهنگی میتوان به پیشگوییهای خود محقق کننده اشاره کرد. اگر یک شرکت پیشبینی کاهش تقاضا را داشته باشد، ممکن است استخدام را کاهش دهد. فقدان جای خالی شغل ممکن است کارگران را نگران کند که مصرف خود را کاهش دهند. این کاهش تقاضا انتظارات شرکت را برآورده میکند و کاملاً ناشی از اقدامات خود شرکت است..الگو:Sfn
شکست بازار کار
کینزیهای جدید توضیحاتی در مورد عدم موفقیت بازار کار ارائه دادند. در بازار والراسیا، کارگران بیکار دستمزد را کاهش میدهند تا اینکه تقاضای کارگران تأمین شود.الگو:Sfn اگر بازارها والراسیان باشند، رتبه بیکاران محدود به کارگران در گذار بین شغل و کارگرانی میشود که کار نمیکنند زیرا دستمزدها برای جذب آنها خیلی پایین هستند.الگو:Sfn آنها تئوریهای مختلفی را ارائه دادند که توضیح میدهد چرا بازارها ممکن است کارگران مایل، بیکار بمانند.الگو:Sfn از بین این نظریهها، کینزیهای جدید به ویژه با بهرهوری دستمزد و مدل داخلی-خارجی که برای توضیح اثرات طولانی مدت بیکاری قبلی مورد استفاده قرار گرفته بود مرتبط بودند.الگو:Sfn جایی که افزایش کوتاه مدت بیکاری دائمی میشود و منجر به بالاتر رفتن بیکاری در درازمدت میشود.الگو:Sfn
مدل داخلی-خارجی
اقتصاددانان هنگامی که سطح بیکاری با بحران انرژی ۱۹۷۹ و رکود اقتصادی اوایل دهه ۱۹۸۰ افزایش پیدا کرد، به پسماند علاقهمند شدند اما به سطوح پایینتر که نرخ طبیعی در نظر گرفته شده بود، بازگشتند..الگو:Sfn اولیور بلانچارد و لارنس سامرز (1986)الگو:Efn پسماند در بیکاری را با مدلهای داخلی خارجی توضیح دادند، که توسط آسار لیدبنک و دنیس اسنور در یک سری مقالات و سپس یک کتاب ارائه شدهاست.الگو:Efn داخلیها، کارمندانی که قبلاً در یک شرکت کار میکنند، فقط نگران رفاه خودشان هستند. آنها ترجیح میدهند دستمزد خود را بالاتر از دستمزد کاهش یافته و گسترش اشتغال نگه دارند. بیکاران، افراد خارجی، هیچ صدایی در روند چانه زنی دستمزد ندارند، بنابراین منافع آنها بیان نمیشود. با افزایش بیکاری، تعداد افراد خارج از کشور نیز افزایش مییابد. حتی پس از بهبود اقتصاد، شرکتهای خارجی همچنان از روند معامله خارج میشوند.الگو:Sfn استخر بزرگتر از افراد خارجی که در دوره انقباض اقتصادی ایجاد میشوند، میتواند به بیکاری مداوم منجر شود.الگو:Sfn وجود پسماند در بازار کار نیز اهمیت سیاست پولی و مالی را افزایش میدهد. اگر رکود موقت در اقتصاد میتواند افزایش طولانی مدت در بیکاری را ایجاد کند، سیاستهای تثبیت کاری بیش از آنکه باعث تسویه موقت میکند، انجام میدهند. آنها مانع از افزایش شوکهای کوتاه مدت در افزایش بیکاری در دراز مدت میشوند..الگو:Sfn
بهرهوری و دستمزد

در مدلهای دستمزد کارایی، در سطحی به کارگران پرداخت میشود که به جای پاکسازی بازار، بهرهوری را به حداکثر برسانند.الگو:Sfn ببه عنوان مثال، در کشورهای در حال توسعه، شرکتها ممکن است بیش از یک نرخ بازار بپردازند تا اطمینان حاصل شود که کارگرانشان میتوانند به اندازه کافی از تولید مواد غذایی برخوردار باشند.الگو:Sfn شرکت همچنین ممکن است پرداخت دستمزد بالاتر برای افزایش وفاداری و روحیه احتمالاً منجر به بهرهوری بهتر.الگو:Sfnشرکتها همچنین ممکن است دستمزدهای بالاتری را برای افزایش وفاداری و روحیه پرداخت کنند که احتمالاً منجر به بهرهوری بهتر خواهد شد.الگو:Sfn مدلهای لرزان بسیار مؤثر بودند.الگو:Sfn کارل شاپیرو و جوزف استیگلیتز (1984)الگو:Efn الگویی را ایجاد کرد که کارکنان تمایل به جلوگیری از کار را دارند مگر اینکه بنگاهها بتوانند تلاش کارگران را تحت نظر داشته باشند و کارگران را با بیکاری تهدید کنند.الگو:Sfn اگر اقتصاد در اشتغال کامل باشد، یک انسان طفره رو ی اخراج شده به سادگی به سمت شغل جدید حرکت میکنند.الگو:Sfn بنگاههای انفرادی برای اطمینان از کارگران خود مبلغی بالاتر از نرخ بازار به کارگران میپردازند تا کارگران ترجیح دهند کار کنند و کار فعلی خود را به جای عواقب آن حفظ کنند و در معرض خطر رفتن به یک کار جدید باشند. از آنجا که هر بنگاه بیشتر از دستمزد ترخیص بازار میپردازد، بازار کار کل نمیتواند تسویه شود. این امر باعث ایجاد استخر کارگران بیکار میشود و هزینه اخراج را میافزاید. این مسئله نه تنها کارگران را در معرض خطر دستمزد کمتر قرار میدهند، بلکه ممکن است که در استخر بیکاران گیر بیفتند. نگه داشتن دستمزدها در بالاتر از سطح ترخیص بازار باعث ایجاد انگیزه جدی برای اشتها میشود و باعث میشود کارگران حتی اگر برخی از کارگران مایل به کار بیکار شوند، کارآمدتر شوند..الگو:Sfn
نظریه جدید رشد

پس از تحقیق در مورد الگوی رشد نئوکلاسیک در دهه ۵۰ و ۱۹۶۰، کارهای اندکی در مورد رشد اقتصادی تا سال ۱۹۸۵ رخ دادهاست.الگو:Sfn مقالات پل رومرالگو:Efnالگو:Efn ببه ویژه در نادیده گرفتن احیای تحقیقات رشد تأثیرگذار بودند.الگو:Sfn با شروع اواسط دهه ۱۹۸۰ و رونق گرفتن در اوایل دهه ۱۹۹۰، بسیاری از اقتصاددانان متمرکز تمرکز خود را به بلند مدت تغییر دادند و تئوریهای «رشد جدید» از جمله رشد درون زا را آغاز کردند..الگو:Sfnالگو:Sfn اقتصاددانان رشد به دنبال توضیح واقعیتهای تجربی از جمله عدم موفقیت آفریقا سیاه برای دستیابی به رشد، شکوفایی ببرهای شرق آسیا و کند شدن رشد بهرهوری در ایالات متحده قبل از رونق فناوری دهه ۱۹۹۰ بودند.الگو:Sfn همگرایی در نرخ رشد تحت مدل رشد نئوکلاسیک پیشبینی شده بود، و این شکست پیشبینی آشکار الهام بخش تحقیقات برای رشد درون زا بود..الگو:Sfn
سه خانواده از مدلهای رشد جدید مدلهای نئوکلاسیک را به چالش کشیدند الگو:Sfn اولین فرض مدلهای قبلی را به چالش کشید که منافع اقتصادی سرمایه با گذشت زمان کاهش مییابد. این مدلهای رشد اولیه جدید، خارجیهای مثبت را در انباشت سرمایه در اختیار داشتند که سرمایهگذاری یک شرکت در فناوری، مزایای سرریز را برای بنگاههای دیگر ایجاد میکند، زیرا دانش گسترش مییابد.الگو:Sfn دوم بر نقش نوآوری در رشد متمرکز بود. این مدلها بر لزوم تشویق نوآوری از طریق ثبت اختراعات و مشوقهای دیگر تمرکز داشتند.الگو:Sfn مجموعه سوم، که از آن با عنوان «احیای نئوکلاسیک» یاد میشود، تعریف سرمایه را در تئوری رشد برون زا گسترش داد تا سرمایه انسانی را در بر بگیرد.الگو:Sfn این بخش از تحقیق با منکیو، رومر و ویل (1992),الگو:Efn آغاز شد، که نشان داد ۷۸٪ از واریانس رشد اقتصادی کشور را میتوان با یک مدل سولو تقویت شده با سرمایه انسانی توضیح داد..الگو:Sfn
تئوریهای رشد درون زا حاکی از آن است که کشورها میتوانند رشد سریع «گرفتن» را از طریق یک جامعه آزاد که باعث ورود فناوری و ایدههای کشورهای دیگر میشود، تجربه کنند.الگو:Sfn نظریه رشد درون زا همچنین پیشنهاد میکند که دولتها باید برای تشویق سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه مداخله کنند زیرا ممکن است بخش خصوصی در سطح بهینه سرمایهگذاری نکند.الگو:Sfn
سنتز نو

«سنتز جدید» یا «سنتز نئوکلاسیک جدید» پدیدار شد که ایدههایی را از هر دو مکتب کلاسیک جدید و کینزی جدید بهوجود آورد.الگو:Sfn از مکتب نئوکلاسیک، فرضیههای RBC، از جمله انتظارات و روشهای منطقی را تطبیق میدهد؛ الگو:Sfn از مکتب کینزی جدید، چسبندگیهای اسمی را گرفت (چسبندگی قیمت)الگو:Sfn و همچنین عیوب بازار .الگو:Sfn تئوری سنتز جدید مدلهای RBC را به نامتعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) توسعه داد.الگو:Sfn مدلهای DSGE فرضیههایی را در مورد رفتارها و ترجیحات شرکتها و خانوارها بیان میکنند. راه حلهای عددی مدلهای DSGE حاصل فرموله میشوند.الگو:Sfn این مدلها همچنین شامل یک عنصر «تصادفی» بودند که توسط شوک به اقتصاد ایجاد شدهاست. در مدلهای RBC اصلی این شوکها محدود به تغییرات تکنولوژیکی بودند، اما مدلهای جدیدتر تغییرات واقعی دیگری را دربر گرفتهاند.الگو:Sfn مدلهای DSGE مزیت نظری دارند و از نقد لوکاس اجتناب میکنندالگو:Sfn این سنتز جدید توسط اقتصاددانان دانشگاهی و خیلی زود توسط سیاست گذاران مانند بانکداران مرکزی اتخاذ شدهاست.الگو:Sfn
تحلیل اقتصادی مدلهای DSGE نشان میدهد که بعضی اوقات عوامل واقعی بر اقتصاد تأثیر میگذارد. مقاله ای از فرانک اسمیت و رافائل وولترز (2007)الگو:Efn اظهار داشت که سیاستهای پولی تنها بخش کوچکی از نوسانات تولید اقتصادی را توضیح میدهد.الگو:Sfn در مدلهای جدید سنتز، شوک میتواند بر تقاضا و عرضه تأثیر بگذارد.الگو:Sfn سنتز جدید حاکی از آن است که سیاستهای پولی برخلاف نظریه نئوکلاسیک، میتوانند باعث ثبات اقتصادی شوند .الگو:Sfnالگو:Sfn
تحت این ترکیب، بحثها کمتر ایدئولوژیک و متدولوژیک تر شدهاند.الگو:Sfn مدل سازان چرخه کسب و کار را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: آنهایی که به طرفدار کالیبراسیون و کسانی که طرفدار تخمین هستند.الگو:Sfn هنگامی که مدلها کالیبره میشوند، مدلساز مقادیر پارامتر را بر اساس مطالعات دیگر یا مشاهده تجربی گاه به گاه انتخاب میکند.الگو:Sfn به جای استفاده از تشخیص آماری برای ارزیابی مدلها، ویژگیهای عملکرد مدل کیفیت مدل را تعیین میکند.الگو:Sfn کیدلند و پرسکات (۱۹۸۲) هیچ ارزیابی رسمی از مدل خود ارائه نکردند، اما متذکر شدند که چگونه متغیرهایی مانند ساعت کار میکنند با دادههای واقعی مطابقت ندارند در حالی که با واریانس سایر عناصر مدل تطابق دارد.الگو:Sfn هنگامی که از روشهای تخمین استفاده میشود، مدلها بر اساس حسن آماری استاندارد از معیارهای مناسب ارزیابی میشوند.الگو:Sfn کالیبراسیون بهطور کلی با مدل سازان چرخه تجارت واقعی مکتب کلاسیک نو همراه است، اما تفاوتهای روش شناختی باعث کاهش ایدئولوژی میشود. در حالی که لوکاس، پرسکات و کیدلند طرفداران کالیبراسیون هستند، یکی دیگر از افراد برجسته مکتب نئوکلاسیک، سارجنت، برآورد را قبول میکند..الگو:Sfn
بحران مالی سال ۲۰۰۸، رکود اقتصادی بزرگ و تجزیه اجماع
بحران مالی ۲۰۰۷–۲۰۰۸ و متعاقب آن رکود اقتصادی بزرگ، تئوری اقتصاد کلان را به چالش کشید. معدود اقتصاددانان بحران را پیشبینی کردهاند و حتی پس از آن اختلاف نظر بزرگی در مورد چگونگی رسیدگی به آن وجود دارد.الگو:Sfn اجماع سنتز نو از هم پاشید که اقتصاددانان درمورد پاسخ به سیاست برای مقابله با رکود عمیق بحث کردند. سنتز جدیدی که در دوره اعتدال بزرگ شکل گرفته و در یک محیط اقتصادی شدید مورد آزمایش قرار نگرفتهاست.الگو:Sfn بسیاری از اقتصاددانان قبول دارند که این بحران ناشی از حباب اقتصادی است، اما هیچیک از مکاتب اصلی اقتصاد کلان توجه زیادی به امور مالی یا نظریه حباب دارایی نکردهاند:الگو:Sfn چگونه آنها شکل میگیرند، چگونه میتوان آنها را شناخت و چگونه میتوان از آنها جلوگیری کرد عدم موفقیت نظریه اقتصادی فعلی برای مقابله با بحران، اقتصاددانان را وادار به ارزیابی مجدد تفکر خود کرد.الگو:Sfn این تفسیر جریان اصلی را مسخره کرده و ارزیابی مجدد بزرگی را ارائه میدهد.الگو:Sfn
عناصر اجماع کلان اقتصادی مدرن به دنبال بحران مالی مورد انتقاد قرار گرفت. رابرت سولو قبل از کنگره ایالات متحده شهادت داد که مدلسازی DSGE "حرفی برای گفتن درمورد سیاست ضد رکود ندارد زیرا این فرضیههای غیرقابل تصور خود راً نتیجهگیری "ساختهاست که هیچ کاری برای سیاستهای کلان اقتصادی ندارد."الگو:Sfn سولو همچنین از مدلهای DSGE انتقاد کرد که اغلب تصور میکند که یک "عامل نماینده " تنها میتواند نمایانگر تعامل پیچیده بسیاری از عوامل مختلف باشد که دنیای واقعی را تشکیل میدهند.الگو:Sfn رابرت گوردون خواستار تجدید مدلسازی نظریهپردازی و عدم تعادل بود. او هر دو اقتصاددان کلاسیک جدید و کینزی جدید که فرض میکردند این بازارها تسویه شده هستند، ناامید شد. وی خواستار تجدید مدلهای اقتصادی شد که میتواند شامل ترخیص بازار و کالاهای گرانقیمت به ترتیب مانند نفت و مسکن باشد.الگو:Sfn ریکاردو جی کابالرو ضمن انتقاد از مدلهای DSGE، معتقد است که کار اخیر در امور مالی پیشرفت را نشان میدهد و نشان میدهد که اقتصاد کلان مدرن به دلیل بحران مالی نیاز به ایجاد مجدد متمرکز دارد اما در این صورت خرد نمیشود.الگو:Sfn
نظریه دگر اندیشان
اقتصاددانان دگر اندیش به اندازه ای در خارج از جریان اصلی تئوریها را رعایت میکنند تا به حاشیه رانده شوند الگو:Sfn وبی ربط با مبانی رفتار میکنند.الگو:Sfn در ابتدا، اقتصاددانان دگراندیش از جمله جوآن رابینسون، در کنار اقتصاددانان اصلی فعالیت میکردند، اما گروههای دگراندیش خود را منزوی کردند و در اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ گروههای متزوی ایجاد کردند.الگو:Sfn اقتصاددانان دگراندیش امروزی بیشتر در مجلات خود به جای مدلهای رسمی جریان اصلی و کارهای نظری انتزاعی تر منتشر میکنند.الگو:Sfn
بحران مالی سال ۲۰۰۸ و رکود متعاقب آن محدودیتهای نظریههای موجود، مدلها و اقتصاد کلان موجود را برجسته کرد. مطبوعات عامه دربارهٔ اقتصاد پسا کینزی بحث کردندالگو:Sfn دو مکتب اقتصادی اتریش و دگراندیش که تأثیر چندانی در اقتصاد جریان اصلی ندارند.الگو:Sfnالگو:Sfn
اقتصاد پسا کینزی
در حالی که نئو کینزیها ایدههای کینز را با تئوری نئوکلاسیک ادغام میکردند، پسا کینزیها به جهات دیگری رفتند. پسا کینزیها مخالف سنتز نئوکلاسیک بودند و تفسیر اصولگرایانه از کینز را که در تلاش برای توسعه تئوریهای اقتصادی بدون عناصر کلاسیک بود، به اشتراک گذاشت. الگو:Sfn هسته اصلی اعتقاد پسا کینزی، رد سه اصل است که از نظر کلاسیکها و دیدگاه اصلی کینزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است: خنثایی پول، تعویض ناخالص و اصول ارگادیستی. الگو:Sfn الگو:Sfn پسا کینزیها نه تنها بیطرفی پول را در کوتاه مدت رد میکنند، بلکه پول را به عنوان یک عامل مهم در درازمدت میبینند، الگو:Sfn نظر سایر کینزیها در دهه ۱۹۷۰ سقوط کرد. تعویض ناخالص نشان میدهد کالاها قابل تعویض هستند. تغییرات نسبی قیمت باعث میشود افراد متناسب با تغییر، میزان مصرف خود را تغییر دهند. الگو:Sfn اصول ارگادیستی ادعا میکند که آینده اقتصاد بر اساس شرایط گذشته و حال بازار قابل پیشبینی است. بدون فرض ارگادیک، عوامل قادر به شکلدادن انتظارات عقلایی نیستند و نظریه جدید کلاسیک را تضعیف میکنند. الگو:Sfn در یک اقتصاد غیر ارگدیستی، پیشبینیها بسیار سخت است و تصمیمگیری با عدم اطمینان مانع میشود. تا حدودی به دلیل عدم اطمینان، پسا کینزیها نسبت به کینزیهای جدید موضع متفاوتی در مورد قیمتها و دستمزدهای مهم دارند. آنها چسبندگیهای اسمی را توضیحی برای عدم پاکسازی بازارها نمیبینند. در عوض آنها فکر میکنند قیمتهای چسبنده و قراردادهای بلند مدت انتظارات را غنیمت شمرده و عدم اطمینان را که مانع بازارهای کارآمد است، کاهش میدهد. الگو:Sfn سیاستهای اقتصادی پسا کینزی بر لزوم کاهش عدم اطمینان در اقتصاد از جمله شبکههای ایمنی و ثبات قیمت تأکید دارد. الگو:Sfn الگو:Sfn هایمن مینسکی مفاهیم پسا کینزی در مورد عدم اطمینان و بیثباتی را در نظریه بحران مالی به کار برد، جایی که سرمایه گذاران بهطور فزاینده بدهی میگیرند تا زمانی که بازده آنها دیگر نتواند بهره داراییهای اهرمی را بپردازد و منجر به یک بحران مالی شود. الگو:Sfn بحران مالی ۲۰۰۷–۲۰۰۸ توجه اصلی را به کارهای مینسکی جلب کرد. الگو:Sfn

مکتب اقتصادی اتریش با اصول اقتصاد کارل منگر در سال ۱۸۷۱ آغاز شد. پیروان منگر تا حدود جنگ جهانی دوم وقتی که تمایز بین اقتصاد اتریش و سایر مکاتب فکری عمدتاً شکسته شد، گروهی متمایز از اقتصاددانان تشکیل دادند. سنت اتریشی به عنوان یک مکتب جداگانه زنده ماند، با این حال، از طریق آثار لودویگ فون میزس و فردریش هایک. اتریشیهای امروزی به دلیل علاقه به کارهای قبلی اتریشی و پرهیز از روش استاندارد تجربی از جمله اقتصاد سنجی متمایز هستند. اتریشیها همچنین به جای تعادل، روی فرایندهای بازار تمرکز میکنند. الگو:Sfn اقتصاددانان جریان اصلی بهطور کلی از روششناسی آنها انتقاد میکنند. الگو:Sfn الگو:Sfn
هایک تئوری چرخه تجارت اتریش را ایجاد کرد، که تلفیق نظریه سرمایه منگر و نظریه پول و اعتبار میس است. الگو:Sfn این تئوری مدلی از سرمایهگذاری بین زمانی را ارائه میدهد که در آن برنامههای تولید قبل از تولید محصول نهایی است. تولیدکنندگان برنامههای تولید را برای انطباق با تغییرات در تمایلات مصرفکننده تجدید میکنند. الگو:Sfn تولیدکنندگان به جای تقاضای فعلی به «تقاضای مشتق شده» پاسخ میدهند که تقاضا برای آینده تخمین زده میشود. اگر مصرفکنندگان هزینههای خود را کاهش دهند، تولیدکنندگان معتقدند که مصرفکنندگان برای هزینههای اضافی بعداً پسانداز میکنند، بنابراین تولید ثابت میماند. الگو:Sfn همراه با بازار صندوقهای وام دهی (که مربوط به پسانداز و سرمایهگذاری از طریق نرخ بهره است)، این تئوری تولید سرمایه منجر به الگویی از اقتصاد کلان میشود که در آن بازارها ترجیحات بین زمانی را منعکس میکنند. الگو:Sfn الگوی هایک نشان میدهد که حباب اقتصادی از زمانی شروع میشود که اعتبار ارزان قیمت در جایی که منابع توزیع نشدهاند، رونق بگیرد، به گونه ای که مراحل اولیه تولید منابع بیشتری را از آنچه لازم است دریافت میکند و تولید بیش از حد شروع میشود. برای جلوگیری از استهلاک، مراحل بعدی سرمایه برای نگهداری تأمین نمیشود. الگو:Sfn تولید بیش از حد در مراحل اولیه با سرمایه پایین مرحله پسانداز قابل پردازش نیست. رونق زیاد میشود وقتی فقدان کالاهای تمام شده به «پسانداز اجباری» منجر شود، زیرا کمترین کالای آماده برای فروش را میتواند تولید کند. الگو:Sfn
یادداشت
Citations
منابع
Further reading
مقالات
کتاب
- Handbooks in Economics
- الگو:Cite book
- Handbook of Monetary Economics, Elsevier.
- Friedman, Benjamin M. , and Frank H. Hahn, ed. , 1990. v. 1 links for description & contents and chapter-outline previews
- _____, 1990. v. 2 links for description & contents and chapter-outline previews.
- Friedman, Benjamin, and Michael Woodford, 2010. v. 3A & 3B links for description & and chapter abstracts.
پیوند به بیرون
- Articles at IDEAS (Internet Documents in Economics Access Service) classified as "History of Economic Thought since 1925: Macroeconomics"
- Database of macroeconomic models
پادکستها و فیلمها
- Related Nobel Prize lecture videos and other material
- Thomas Sargent and Chris Sims (2011) "Empirical research on cause and effect in the macroeconomy"
- Peter Diamond, Dale Mortensen, and Christopher Pissarides (2010) "Analysis of markets with search frictions"
- Edmund Phelps (2006) "Analysis of intertemporal tradeoffs in macroeconomic policy"
- Finn E. Kydland and Edward C. Prescott (2004) "Dynamic macroeconomics: the time consistency of economic policy and the driving forces behind business cycles"
- George Akerlof, Michael Spence, and Joseph Stiglitz (2001) "Analyses of markets with asymmetric information".
- Institute for New Economic Thinking Conference Proceedings videos